تبليغاتX
به وبلاگ خوش آمدید

به وبلاگ خوش آمدید

خدا به خیر بگذرونه این محرم رو.

حکومت که اولتیماتوم رو داد. اینا هم که ... کله. خدا می دونه چی میشه. ان شاالله که خیره.

یه چند مدتیه توی یه شرکت دولتی مشغول به کار شدم. اینقدر اینجا ضعیف عمل شده که باور نمی شه کرد. نه اینکه دولتیه هیج کس دل نمی سوزونه. حالا فکر کنید که جاهای دولتی که غیرانتفاعی هستن چه اوضاعیه. دنبال مقصر میگردم. همه می دونن ایراد کجاست. همه هم راست می گن کیه که قبول کنه. آخه کی از خودش ایراد می گیره. من اصلا به هیچ کس ایراد نمی گیرم اوضاع ما برآیند لیافت جامعه ماست. یعنی چی؟ وای اینا چیه دارم می گم. ببین بزرگترین بازارهای مصرفی دنیا امریکا و اروپا و ژاپن و کره هستن ( بقیش رو خودتون می دونید). اینا هم که با ما قهرن نمی دونم شاید هم ما با هاشون قهریم به هر حال ایراد از هر دو طرفه دیگه. اونا می خوان ما رو بخورن ما هم که اصلا و ابدا بزاریم. نامردای بی دین ... حالا باید چی کار کنیم . تکلیف چیه؟ معلومه راحت ترین راه ما هم بازار داخل رو می بندیم و جنسامون رو خودمون مصرف می کنیم. معامله نکنن کی ضرر می کنه؟

این همه کالا با کیفیت عالی و در حد بنز ما داریم خیلی هم دلشون بخواد. تاره داریم هر روز خودکفا تر می شیم. بابا اینا جی فکر کردن غیرت ایرانی همه کار می کنه. میگی نه همین بودجه دولت رو نگا کن ۸۰ درصدش رو از فروش یه محصول تامین می کنیم . خودمون نمی خواییم دو تا بشه. وای به اون روزی که آقا اذن جهادم دهد. وای ...

آره عزیرم ما با این ضریب هوشی بالاتر از متوسط جهانی واسه همه چیز راه حل داریم. تحریم می کننن از بازار آزاد می خریم درسته یه کم گرونه ولی تا نفت داریم غم نداریم. البته اخیرا به کم چاهها به پپیسی خردن برا اونم راه داریم به پمپ بادی اتمی می سازیم می زنیم ته زمین نفت میاد بیرون فکر کردید واسه چی اتم می خواییم. بمب؟ نه داداش ما مصرف خانگی لازم داریم ما هر کدوممون یه بمبیم.

خلاصه درد نیارم سرت رو این خارجیا دروغ می گن نامردا می گن ما آزادی نداریم. داریم خوبشم داریم. ایینا می خوان ما حرف بزنیم بعد نظام رو بزنن داغون کنن.

خدا نگهدار

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم آذر 1388ساعت 11:43  توسط توحید قلی زاده  | 

منم از طرف خودمو خانمم به خانم مهدی ژور تسلیت میگم.

دوما اوس سعید می بینم که تو هم آدم شدی یا حداقل تظاهر میکنی آدم شدی تو که اصلا به این چیزا فکر نکردی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خوب بابا منم شوخی کردم چیکار میکنی؟کوجوی؟

توحیدم خبریت نیست ؟نکنه تو هم مثه خلیل زیرآبی داری یه کارایی میکنی و دوتا میشی

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم آذر 1388ساعت 21:10  توسط محمد رضا عینی  | 

سلام

بنده هم از صمیم قلب به خانم مهدی پور عرض تسلیت دارم.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم آذر 1388ساعت 14:1  توسط توحید قلی زاده  | 

سلام.

اول يه تسليت ميگم به خانم مهدي پور به خاطر از دست دادن مادرشون.از خداوند براشون صبر جزيل مسئلت دارم.دوم به رضا عيني تبريك ميگم كه كمكم داره ميره قاطي آدما.سوم مرد ناحسابي شما اصفهانيها مرگ رو اينطور معني ميكنيد : اقوام نزديك دارايي هاي ثابتي هستند كه با مرگشان به دارايي جاري (وجه نقد)تبديل مي شوند.ما اينجوري نيستيم.چهارم به خليل عزيز هم سلام دارم و خيلي دلم براش تنگ شده.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم آذر 1388ساعت 10:35  توسط سعید اویسی  | 

سلام

نمی دونم چی شده که همش خبرای نا خوش باید نوشت.

چند روزی است که مادر خانم صغری مهدی پور فوت کرده اند. از نظر روحی خیلی به هم ریخته اند.

از خدا براشون صبر طلب میکنم. شاید یک تماس یه کم تسکین تنهایی و دردشان باشد.

در پناه حق

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم آذر 1388ساعت 12:10  توسط محبوبه کاظمی  | 

سلام آق سعید کجایی نیستی کم پیدای میگم یه سوال یواشکی چقدر ارث بهت رسید جونِ وَر؟شنیدم پدر زنت مایه دار بودس کشتیش؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/////////////////// منم دارم جهیزیمو کم کم جورمیکنم ایشالاه عید عروسی داریم یا شایدم اردیبهشت بالاخره شما از همین حالا پولاتونو ذخیره کنین برا کادو خریدن اما من راضی نیستم به زحمت بیفتین چیزی بخرین همون پولشو بدین من خودم بلدم خرجش کنم توحید نانازه کجایی چه خبر؟
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم آذر 1388ساعت 8:35  توسط محمد رضا عینی  | 

سلام بر همگی.امیدوارم حالتان خوب باشد.رضا شنیدم بالاخره سر و سامون گرفتی.شنیدم جهازت رو جور کردی و عروسی کردی زیزی.کجا مشغولی.خانم کاظمی به آقای رضایی از طرف بنده تسلیت بگید.برای سید  هم آرزوی سلامتی دارم.
+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم آذر 1388ساعت 23:17  توسط سعید اویسی  | 

  اروپا: موفقيت مدير بر اساس پيشرفت مجموعه تحت مديريتش سنجيده ميشود
 ايران: موفقيت مدير سنجيده نميشود، خود مدير بودن نشانه موفقيت است

 اروپا: مديران بعضي وقتها استعفا ميدهند
 ايران: عشق به خدمت مانع از استعفا ميشود

 اروپا: افراد از مشاغل پايين شروع ميکنند و به تدريج ممکن است مدير شوند
 ايران: افراد مدير مادرزادي هستند و اولين شغلشان در بيست سالگي مديريت است

  اروپا: براي يک پست مديريت، دنبال مدير ميگردند
  ايران: براي يک فرد، دنبال پست مديريت ميگردند و در صورت لزوم اين پست ساخته ميشود

  اروپا: يک کارمند ساده ممکن است سه سال بعد مدير شود
 ايران: يک کارمند ساده، سه سال بعد همان کارمند ساده است، در حاليکه مديرش سه بار عوض شده

 اروپا: اگر بخواهند از دانش و تجربه کسي حداکثر استفاده را بکنند، او را مشاور مديريت ميکنند
 ايران: اگر بخواهند از کسي هيچ استفاده اي نکنند، او را مشاور مديريت ميکنند

 اروپا: اگر کسي از کار برکنار شود، عذرخواهي ميکند و حتي ممکن است محاکمه شود
 ايران: اگر کسي از کار برکنار شود، طي مراسم باشکوهي از او تقدير ميشود و پست مديريت جديد ميگيرد

 اروپا: مديران بصورت مستقل استخدام و برکنار ميشوند، ولي بصورت گروهي و هماهنگ کار ميکنند
 ايران: مديران بصورت مستقل و غيرهماهنگ کار ميکنند، ولي بصورت گروهي استخدام و برکنار  ميشوند

 اروپا: براي استخدام مدير، در روزنامه آگهي ميدهند و با برخي مصاحبه ميکنند
 ايران: براي استخدام مدير، به فرد مورد نظر تلفن ميکنند

 اروپا: زمان پايان کار يک مدير و شروع کار مدير بعدي از قبل مشخص است
 ايران: مديران در همان روز حکم مديريت يا برکناريشان را ميگيرند

 اروپا: همه ميدانند درآمد قانوني يک مدير زياد است
 ايران: مديران انسانهاي ساده زيستي هستند که درآمدشان به کسي ربطي ندارد

 اروپا: شما مديرتان را با اسم کوچک صدا ميزنيد
 ايران: شما مديرتان را صدا نميزنيد، چون اصلاً به شما وقت ملاقات نميدهد

 اروپا: براي مديريت، سابقه کار مفيد و لياقت لازم است
 ايران: براي مديريت، مورد اعتماد بودن کفايت ميکند

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم آذر 1388ساعت 9:11  توسط محمد رضا عینی  | 

سلام

ممنون از خانم كاظمي من هم براي همه شما به خصوص سيد مهدي آرزوي سلامتي ميكنم .من تازه دو روز پيش جريان بيماريش رو فهميدم.
+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم آذر 1388ساعت 12:33  توسط سعید اویسی  | 

سلام

 عید قربان و غدیر بر همه مبارک.

آقای اویسی به شما و خانم محترمتان تسلیت میگم. ان شائ لله بقای عمر شما و خانواده گرامیتان.

ان شائ لله شادیتون. ما را هم در غم خود شریک بدانید.

یا حق

+ نوشته شده در  جمعه ششم آذر 1388ساعت 20:49  توسط محبوبه کاظمی  |